نگاهی به اصول مدیریت
مقدمه :
باتوجه به رويكردهاي مختلف درپيشينه تحقيقات در زمينه مديريت ، تعاريف زيادي نيز در اين زمينه وجود دارد :
- هنر انجام دادن كار بوسيله ديگران (نشريه فالت 1924 به نقل از علاقه بند)
- ايجاد محيطي مؤثربراي افرادي كه درگروههاي رسمي سازمان فعاليت مي كند.( كونتزواردانل 1972)
- هماهنگ سازي منابع انساني و مادي درجهت تحقق هدفهاي ( كاست درنزويك 1974 )
- فراگرد هماهنگ سازي فعاليت فردي وگروهي درجهت هدفهاي گروهي ( دانلي 1971)
باتوجه به تعاريف فوق دو فاكتور مهم درالگوي مديريت موفق به چشم مي خورد. عده اي مديريت راشامل دانش مديريت به چشم يك رشته تخصصي مي بينند ، عده اي ديگر به مديريت به ديده هنري مي نگرند.
پرواضح است كه يك ديد همه جانبه ازمديريت ، چشم انداز درخشانتر ي ازآنان راترسيم مي كند به عبارتي دانش مديريت اگر با هنر مديريت در آميزد منجر به شكوفايي سازمان و درنهايت بازدهي بالاي آن خواهدشد.
اين مطالب كه شاهد آن هستيد چشم اندازي ازهنر مديريت يا ويژگيهاي شخصيتي مديران موفق است .
اگر تاكنون مسؤ ليت مجبور كردن و ديگران به سخت كوشي را داشته ايد، مي دانيد كه تلاش براي انجام اين وظيفه ، تاچه حدمي تواند بي ثمر و مأيوس كننده باشد . با اين وجود ، ايجاد انگيزه در ديگران به منظور انجام حداكثر سعي خود براي سازمان ، به عنوان اصل و جوهرة مديريت محسوب مي شود و نيز اساس مسأله ايجاد انگيزه اين است كه به افراد، آنچه راكه واقعا از كار مي خواهند داده شود.
هرچه توانايي شما( به عنوان مدير) درارائه آنچه كاركنان مي خواهند بيشتر باشد مي توانيد بيشتر به آنچه كه واقعا انتظار داريد يعني بهره وري وكيفيت ارائه خدمات برسيد .
مطالب حاضر شامل 33 درس كوچك براي مديراني است كه مي خواهند به اهداف فوق الذكر دست يابند. انشالله
امروز, مديركسي نيست كه به تنهايي قادر به انجام تمام كارها باشد مدير كسي است كه هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران را بداند!
امروز مسئلة مديريت از دو ديدگاه مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. از سويي گفته مي شود كه با پيشرفت صنعت و تكنولوژي, موضوع مديريت نيز به امري پيچيده و دشوار مبدل شده است. از سوي ديگر مي گويند كه : اگر همه چيز نسبت به گذشته, پيچيده تر شده باشد, امر مديريت ساده تر و آسان تر شده است, به شرط آنكه يك مدير, هنر مديريت(نه چيزي به نام علم يافتن مديريت) را آموخته باشد.
با اين حال, طرفداران هر دو ديدگاه, در يك مورد اشتراك نظر دارند. و آن اين است كه فلسفه مديريت امروز بر آن است كه: در پايان قرن بيستم, مديريت آن نيست كه يك نفر قادر به انجام دادن تمام كارها باشد, بلكه معناي مديريت عبارت است از ”هنر انجام دادن كار به وسيله ديگران“.
از اوايل نيمه دوم قرن بيستم, بسياري از صاحبنظران و كارشناسان مديريت كوشيده اند تا اصولي كه موجب دستيابي به اين هنر مي شود, به صورتي كوتاه و فشرده و ساده تدوين كنند. در اين مورد صدها اصل تدوين شده كه از آن ميان 33 اصل به عنوان اساسي ترين اصول مديريت, در دوره هاي آموزشي مديران كشورهاي پيشرفته تدريس مي شود. اين اصول, در عين سادگي, از عمق و اعتبار و اثر گذاري ويژه اي, در گسترش روابط انساني مديران و زيردستان آنها برخوردار است.
مسعود کشاورزی

سلام