چگونه فرزند خود را دوست بداريم

« چگونه فرزند خود را دوست بداريم ؟ »

 *       دوستدار واقعي خود باشيد ، عشق به خويشتن ، اساس تعهدات و لذت فردي است . بنابراين اگر دوستدار خود نباشيد و به ارزش انساني خود پي نبريد والدين خوبي نخواهيد بود و به جاي جستجوي ارزش خود در وجود خويش به دنبال آن در وجود فرزندتان خواهيد بود . آنگاه كه خود را دوست داشتيد و خود را شناختيد ... از آموختن ، پيشرفت و تغيير اوضاع هراسي نخواهيد داشت و خواهيد توانست به نقايص خود اعتراف كنيد .

*       مواظب خود باشيد و با احتياط عمل كنيد . وقتي محمو‌له‌اي پستي با برچسب ( با احتياط عمل كنيد ) به دستتان مي‌رسد چه مي‌كنيد ؟ ... كودكان نيز فرستاده‌اي الهي با پست آسماني‌اند .

*       حضور دائمي خود را نشان دهيد . در هر لحظه و هر كاري در ذهن فرزند خود حضور داشته باشيد . بسيارند كودكاني كه از نبود والدين خود در منزل يا بي‌اعتنايي آنان رنج مي‌برند . كودكي مي‌گفت : هر وقت مريض مي‌شوم پدرم به من توجه و مهرباني مي‌نمايد لذا دوست دارم هميشه مريض باشم يا مشكلي ديگر داشته‌باشم . براي توجه به فرزند خود بهترين و شاداب ترين وقت خود را اختصاص دهيد . وقتي به تلويزيون نگاه مي‌كنيد يا با كسي تلفني صحبت مي‌كتيد و فرزند شما مزاحم مي‌شود . بدانيد او به توجه نياز دارد ، تلويزيون را خاموش كرده و با او همراه شويد ، قدم بزنيد ، استراحت كنيد .

*       به سخنان فرزند خود صميمانه گوش دهيد . والدين كه از عمق دل به سخنان فرزند گوش مي‌دهند نادرند ، يعني مشتاق شنيدن ، ياد گرفتن ، متعجب شدن و ... وقتي صحبت مي‌كند امر و نهي نكنيد ، بلكه فقط همراهي كنيد و سخنش را قطع نكنيد ، به جاي اين كه بگوييد : ديگر بس كن چقدر حرف مي‌زني ، برو درست را بخوان ، بگوييد : صحبت هايت خيلي جالب است دوست دارم گوش بدهم ، يادت باشد بقيه‌اش را بعد از درست تعريف كني ، يادت نرود . اگر درآشپزخانه كار داريد بگوييد : بيا اينجا برايم تعريف كن .

وقتي فرزندتان دچار مشكلي شده ( نمره كمي آورده ، دعوا كرده يا ... ) و با احساس تمام با شما سخن مي‌گويد ، حرفش را قطع نكنيد به دقت و صميمي گوش دهيد ، بلافاصله قهر يا تنبيه يا ملامت يا نصيحت نكنيد . اجازه بدهيد آزادنه و صميمي حرف بزند ، بگذاريد اطمينان كند و مطمئن باشد . اگر شما خوب گوش بدهيد او همه چيز را مي‌گويد . مطالبي را كه او نمي‌خواهد بگويد به اصرار از او نخواهيد و اصلاً نگوييد : تو داري پنهان مي‌كني ، بلكه بگوييد : مطمئن هستم كه آنقدر به من اطمينان داري كه همه چيز را مي‌گويي ، و چيزي را پنهان نمي‌كني به شرط اين كه سابقاً شما با او صادق بوده‌ايد و اعتماد جلب كرده‌ايد واحساس ترس او را از بين برده‌ايد . گاهي خطايي را گفتن بهتر از پنهان كردن آن است .  فرزندي كه گريه مي‌كند حوصله نصيحت شنيدن را ندارد ، صميمي گوش دهيد و گاهي بگوييد : خب .... خيلي ناراحتي ؟ ..... ، درك مي‌كنم ....... بله ....... و ... وقتي از گريه ايستاد سئوالتان را مطرح كنيد . با كودكي كه ناراحت است هر چه كلمات كمتري به كار ببريد بهتر است سعي كنيد احساسات او را همراهي كنيد و عواطف مشابه نشان دهيد.

*       با مهرباني سخن بگوييد نوجوانان مانند خود شما به مهرباني پاسخ مثبت مي‌دهند . لحن كلام شما بيانگر احساس شماست و نوجوانان لحن مهربانتان را حمل بر ارزش خود نزد شما مي‌كنند . شما اين كار را بكنيد مي‌بينيد كه مهربانانه گوش خواهند داد واقعاً اگر به جاي او بوديد دوست داشتيد چگونه با شما صحبت كنند ؟

اگر خسته يا گرفتار هستيد لحظه‌اي تامل كنيد ، ... كمي قدم بزنيد ... با شخص عزيز صحبت كنيد تا به حال عادي برگرديد ابتدا خود را از افكار مزاحم خلاص كنيد و آنگاه با فرزند خود صحبت نماييد .

*       تشويق فراموش نشود . در اعمال او دقت كنيد و كوچكترين كار خويش را مورد تشويق قرار دهيد . انسانها همه به تشويق احتياج دارند . نيمي از قران تشويق است و نيمي ديگر تهديد . يك پيرمرد هم دوست دارد كارش مورد قبول و اهميت باشد . اگر فرزندتان از روياها و آرزوهايش صحبت مي‌كند با نظر مثبت نگاه كنيد مثلاً اگر مي‌گويد مي‌خواهم خلبان شوم نگوييد مگر جند نفر مي‌توانند خلبان شوند ، تو با اين وضع هيچ چيز نمي‌شوي . آرزوهاي خود را به شما گفته در جمع با احترام از آن ياد كنيد .

 قرار نيست فرزندتان آرزوهاي ناكام شما را برآورده كند .

آینده ما در نظام آموزشی

تمام نظام هاي آموزشي، از تصور ما نسبت به آينده مايه مي گيرند، از اين رو اگر تصور ما از آينده يك جامعه، با واقعيت موجود آن منطبق نباشد نظام آموزشي آن جامعه، راه خيانت به جوانانش را در پيش گرفته است. براي طراحي نظام آموزشي فردا و يا حتي امروز، به چيزي بسيار پيچيده تر از يك تصور كليشه اي از آينده احتياج داريم.

(( هفت واقعه اي كه فكر مي كنيد در آينده به وقوع مي پيوند با ذكر تاريخ بيان كنيد ))

نظر خود را بیان کنید

مدارس و دانشگاه ها با تاكيد بيش از اندازه به گذشته، نه تنها قادر نيستند مفهوم درستي از آينده را منتقل كنند، بلكه با قطع رابطه ميان تصور خود از آينده خود و تصور او از آينده تحولات اجتماعي ، ميليون ها انسان را در معرض شوك آينده قرار مي دهند.

هدف نهايي آموزش و پرورش، ارائه تصويري شسته و رفته از آينده نيست، بلكه هدف آن كمك به دانش آموزان براي دست و پنجه نرم كردن با بحران هاي زندگي و استفاده از فرصت ها و مواجه شدن با خطرهاست، هدف آموزش و پرورش، تقويت توانايي عملي افراد براي پيش بيني وقايع و سازگاري با تحولات از طريق تخيل و به دست آوردن اطلاعات و يا قدرت رواني است.

وقتي كه يادگيري دائما در حال تغيير و تحول است بايد تعامل مداوم تئوري و عمل صورت گيرد. زيرا اگر تصورتمان را با واقعيت نتوانيم مقايسه كنيم امكان اشتباه افزايش پيدا خواهد كرد. متاسفانه مدارس و دانشگاهها به گونه اي سازمان يافته اند كه به جاي محك زدن تصورات، تنها آنها را پديد مي آورند و انتقال مي دهند. درست به همين دليل، بايد در دانشگاهها و مدارس، تمايل براي يادگيري همراه با عمل از طريق مشاركت در دنياي كار و تجارت، سازمان هاي سياسي، برنامه ها كنترل آلودگي محيط زيست و فعاليتهاي ديگري را برانگيخت.

در عمل هم بايد يادگيري در حين كار براي دانش آموزان مقاطع بالاتر، به فرم مسلط يادگيري تبديل شود.

تا زماني كه دانش آموز از ساز و كار جامعه اطراف خود بيگانه باشد در دوره نوجواني درجا زده، و در دراز مدت انگيزه خود را از دست مي دهد.

معلمين، والدين و ديگر بزرگترها گوش دانش آموزان را از اين كه چگونه جوانان  امروز، رهبران و سياست مداران فردا خواهند بود، پر مي كنند اما اين سخن براي ما با واقعيت موجود در جامعه كه به شدت از مشاركت جوانان درتصميم گيزي هاي مهم اجتماعي و يا كار خلاقانه ممانعت به عمل مي آورد، مطابقت ندارد.

پيام جامعه به جوانان امروز اين است كه به آنها هيچ احتياجي نيست و جامعه مي تواند بدون كمك آنها به خوبي به حركت خويش ادامه دهد. اما حقيقت اين است كه اگر جامعه نتواند نقش و جايگاه جوانان در نظام اجتماعي را مشخص سازد و نمي تواند روند رو به پيشرفت خود را حفظ كند.

ما به دانش آموزان و دانشجويان اطمينان داده ايم كه تحصيل كردن و درس خواندن به نفع آينده آنها خواهد بود و از اين طريق عملا آنها را از تعامل با دنياي كار و زندگي روزمره بيرون كشيده ايم. اين سياست براساس تصوري اشتباه از آينده  پي ريزي گرديده است.

با نهادينه كردن تمايز بين كار و يادگيري و بين جامعه و مدرسه ما نه تنها پيوند ميان تئوري و عمل را قطع كرده و مقادير عظيمي از نيرويي را كه مي تواند  در جهت كنشي مفيد در جامعه هدايت شود از دست داده ايم بلكه دانش آموزان را در هر مرحله كودكي نگه داشته و انگيزه تحصيل و يادگيري را از آنها سلب مي كنيم.

اگر رابطه اي بين يادگيري وعمل برقرار كنيم در اين صورت انگيزه براي يادگيري، ديگر ترس از نمره معلم و يا خشنودي والدين نيست بلكه به خواست ما براي انجام كاري مفيد، خلاق و قابل احترام جهت تغيير جامعه و رفع كمبودي هر چند كوچك از آن بدل مي شود.

دانش آموزان در مدارس به ندرت درتصميم گيري هاي گروهي شركت مي كنند. در حاليكه بايد از آنها درخواست شود تا در امور خود نظير تعيين دروس و غيره تصميم گيري كنند از آنها به ندرت درخواست مي شود تا تصميم هايي اتخاذ كنند كه بر عملكرد ديگران تاثير گذارد و معمولا مجوز تصميم هايي به آنها داده مي شود كه تاثيري ناچيز و تقريبا هيچ تاثيري بر زندگي ديگران ندارد بنابراين طبيعي است كه با اين اوضاع و احوال، آنها به حساب نيامده و منزوي مي شوند.

تلاش براي حل مشكلات زندگي واقعي و يادگيري در حين عمل تنها با هدف مشترك گروهي، آموختن مهارت تصميم گيري و درك اين نكته كه تصميمات آنان به حساب مي آيد تبعات مهمي در بر خواهد داشت، امكان پذير خواهد بود كه همان نقطه تلاقي روش يادگيري در حين عمل با درك ما از آينده است.

 تصويري از نقش اجتماعي آينده

يكي از مهمترين عوامل موجود در هر گروه يا جامعه، نگاه آن مجموعه به مقوله زمان گذشته، حال و آينده است. آنچه امروز، در نسل فعلي نمود پيدا كرده است تصوري از زمان است كه مبتني بر كاهش ارزش حال به نفع آينده است. چنين تاكيدي بر آينده، در اشكال فردي و در فرهنگي كه ضربان خود را به جاي گذشته با آينده تنظيم كرده است موفقيت ر ا با خود به همراه خواهد داشت. اما سر فصل هاي آموزشي ما در تضاد با اين جهت گيري مي باشد. به عبارتي آموزش ها بر مبناي ارائه دانش كه در گذشته و حال به خصوص در گذشته توليد شده بنيان نهاده شده است.

ما به جاي آن كه به جوانان ياد بدهيم چگونه اختراع كنند فقط ياد گرفته ايم مغز آنها را با اختراعات گذشتگان پر كنيم و به جاي آنكه ذهن آنان را همچون ابزاري كه بايد به كار گرفته شود در نظر آوريم به مشابه انباري كه وظيفه داريم آن را پر كنيم به كار گرفته ايم.

هويت و تصور ما از زمان، هر دو از نظام هاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كنيم سر چشمه مي گيرد. هويت ما چهره اي است كه بر زمينه تصويري كه از زمان داريم نقش بسته است. نقش اجتماعي هم كه از اين دو نشات مي گيرد و بر اثر شرايط زماني تعيين مي شود. همان تصور ما از نقش اجتماعي آينده است كه به بسياري از كارها و فعاليت هاي كنوني ما  معنا مي دهد.

وقتي نقش اجتماعي آينده در هاله اي از ابهام فرو رود، سرنوشت و تقدير جاي آن را مي گيرد و كمبود آن را حيران مي كند. بسياري از افراد متعلق به طبقات پائين جامعه، احساس مي كنند كه زندگي شان زير نفوذ نيروهاي است كه هيچ كنترلي بر آن ندارند. تبعات اين تفكر مي تواند به بينش پوچ گرايانه اي از هستي منجر شود كه هر گونه تلاش در جهت اهداف را بيهوده و پوچ مي انگارد.

فردي كه سنت را مبناي زندگي خويش قرار داده همواره احساس امنيت مي كند زيرا مي داند نقش ايده آلي را كه مي تواند در جهان ايفا كند از پيش تعيين كرده اند.

روان شناسان اجتماعي معتقدند كه تلاش به منزله يك انگيزه، چيزي جدا از تصور فرد از خويش نيست. ما مي توانيم به كمك تصور ذهني مان از خويش، شاهد پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي باشيم. اين تصور به ما كمك مي كند كه چشم اندازمان از حال را در راستاي چشم اندازمان از آينده قرار دهيم.

براي معنا بخشيدن به زندگي در زمان حال بايد به آينده نظر كرد و آن را در چشم انداز خود قرار داد.

راهبردهای یادگیری (فنون مطالعه موثر)

راهبردهاي يادگيري (فنون مطالعه موثر)

« از يك فيلسوف پرسيدند : آيا پس از اين همه دانش و فرزانگي ، هنوز به رياضت مشغولي ؟ گفت : آري .

گفتند : چگونه ؟ گفت : وقتي غذا مي‌خورم صرفاً غذا مي‌خورم و وقتي مي‌خوابم ، فقط مي‌خوابم . »

 اين شايد بزرگترين ثمره تمركز است . آيا شما هم هنگام غذا خوردن مي‌توانيد تمام توجهتان را روي غذا خوردن و لذت بردن از آن معطوف مي‌كنيد يا اين كه معمولاً از افكار مربوط به گذشته و آينده آشفته‌ايد و چون به خود مي‌آييد مي‌بينيد غذايتان تمام شده و جز پر شدن معده هيچ نفهميده‌ايد ؟

تمركز واقعي يعني اينكه اگر شما در طول روز به پنج فعاليت مختلف مشغوليد در هر فعاليت صرفاً به آن فكر كنيد و از افكار مربوط به كارهاي ديگر آسوده باشيد .

 موفقيت زندگي روزانه ما تماماً به ميزان تمركز ما بر امور روزانه ارتباط دارد . اگر شما قادر باشيد به هنگام كار فقط روي كار خود و به هنگام ورزش صرفاً روي انجام حركات و در هنگام مطالعه فقط روي موضوع كتاب و به هنگام انجام فعاليتهاي هنري خود فقط به فعاليتهاي هنري خود توجه كامل داشته‌باشيد ، عملاً موفقيت شما به ميزان چشمگيري افزايش مي‌يابد .

  همه فعاليتهاي انسان براي توفيق ، نيازمند تمركز است . اما از سلسله فعاليتهاي نيازمند تمركز ، مطالعه جدي‌ترين فعاليتي است كه تمركز در آن نقش اساسي دارد .

   مطمئناً بارها تجربه‌كرده‌ايد كه پس از مدتي كه از مطالعه‌تان گذشت ، چشمانتان روي كلمات و خطوط مي‌دود بي آنكه حواستان به آن باشد و همين طور شايد چند سطر يا چند صفحه را مطالعه كرده‌ باشيد و يكباره متوجه مي‌شويد كه هيچ ياد نگرفته‌ايد و فوراً به عقب بر مي‌گرديد و شروع به خواندن دوباره مي‌كنيد ولي كمي جلوتر مشكل تكرار مي‌شود .

 عوامل اساسي درگير با تمركز :

  الف ـ علاقه :

به يقين مي‌توان گفت كه علاقه مهمترين شرط ايجاد تمركز حواس است . هرچه علاقه شما به يك موضوع بيشتر باشد ، تمركز شما بر آن بيشتر مي‌شود . متخصصان يادگيري از كسي كه مي‌گويد : « من اصلاً حافظه ندارم » به او مي‌گويند : آيا نشاني منزلت را بلدي ؟ و او پاسخ مثبت مي‌دهد ، مي‌گويند : پس تو حافظه داري .

وقتي به زندگي همين شخص وارد مي‌شويم ، متوجه مي‌شويم كه مثلاً به فوتبال علاقه زيادي دارد . از او سئوالاتي در اين زمينه مي‌كنيم ، مي‌بينيم كه او حتي شمارة بازيكنان  باشگاه آنها و نتايج مسابقات قبلي آنها را به خاطر دارد . چه حافظه توانايي ؟

اصل كلي اين است :

  وقتي شما به موضوعي علاقه داريد خود به خود توجه شما به آن جلب مي‌شود و بيشتر دقت مي‌كنيد و به راحتي آن را به حافظه مي‌‌سپاريد و بعد هم به راحتي آن را به خاطر مي‌سپاريد .

 ۱-علاقه بيشتر

۲مركز بيشتر

۳-مرور ذهني بيشتر

۴- بخاطر سپاری بهتر

۵-یادآوری سریعتر

راههای ايجاد علاقه :

 1.   اطلاعات اوليه :

شايد مهمترين راه ايجاد علاقه ، كسب اطلاعات اوليه درباره موضوع مورد نظر شما باشد . هر چه اطلاعات اوليه شما و دانسته‌هاي شما در زمينه يك موضوع بيشتر باشد ، خود به خود كشش بيشتري براي يادگيري آن خواهيد داشت و در نتيجه تمركز بيشتري در آن به دست خواهيد آورد .مثلاً قبل از اينكه فرمول پيچيده‌ اصطكاك را در علوم مطالعه كنيد به كسب اطلاعات اوليه و ابتدايي در مورد اصطكاك بپردازيد . اين اطلاعات اوليه ، شوق و شور و ميل به فراگيري و در نتيجه تمركز حواس شما را افزايش مي‌دهند .

2.   زبان گرداني :

« يعني برگرداندن هر چيز مشكل به زبان ساده خودتان »

 وقتي شما چند دوست داريد ، دوستي را كه بيشتربه شما شبيه است ، روحيه شما را دارد و به زبان شما سخن مي‌گويد ، بيشتردوست داريد و به حرفهايش گوش مي‌دهيد . زبان كتاب ، يك زبان ساده ، عمومي و همگاني است و بايد هم چنين باشد . اين شما هستيد كه بايد پس از مطالعه كتاب ، نمودارها و فرمولها را به زبان خود بيان كنيد .

  زبان گرداني يكي از اصول مطالعه است . به خاطر بياوريد وقتي كه سال اول دبستان بوديد ، باران را چگونه براي خود زبان گرداني كرديد ؟ نعلبكي را در لوله كتري برگردانديد و براي خود ابرو و باران ساختيد .

 پيچيده ترين مطالب علمي را همين‌طور كه مطالعه مي‌كنيد و جلو می‌رويد به زبان ساده و قابل فهم و بيان خوشايند خودتان برگردانيد . از خود مثال بزنيد و حتي آن متن را يكبار ديگر به زبان ساده خودتان بنويسيد . اگر بخواهيد عيناً مطالب كتاب را بخوانيد و حفظ كنيد عملاً نمي‌توانيد يادگيري عميقي داشته باشيد . اما اگر با زبان‌گرداني ، مطالب كتاب  را ياد بگيريد ، خيلي راحتتر عين مطالب كتاب را بيان خواهيد كرد و به خاطر خواهيد سپرد . پس يادتان باشد :

« زبان گرداني يعني بيان مطالب دشوار كتاب به زبان ساده و خوشايند خودتان »

در نهايت به دليل طولاني بودن بحث ادامه آن را به هفته بعد موكول مي‌كنيم . باشد كه اين مطالب شما را در جهت پيشرفت در امور درسي ياري رسان باشد .