مشکلات دوره نوجواني

1- کشمکش بين استقلال و وابستگي:

با توجه به اينکه اين دوره، حد فاصل دوران کودکي و بزرگسالي است، از دست دادن حمايت‌هاي بي‌قيد و شرط والدين براي کسب احساس استقلال از يک طرف و لذت مورد حمايت و پشتيباني آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر، هميشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف ديگر، در نوجوان کشمکش دروني ايجاد مي‌کند و جنگ رواني عميقي در ذهن او به وجود مي‌آورد.

بعضاً خانواده و مدرسه و جامعه نيز از او توقعات متناقض دارند، گاهي او را به چشم يک کودک نگاه کرده و برخوردي تحقيرآميز دارند و گاهي هم توقعات از او بيش از حد توان اوست و به چشم بزرگسالان به او مي‌نگرند که اين خود به کشمکش‌هاي دروني نوجوان دامن زده و او را با مشکل روبرو مي‌سازد.

2- طغيان عليه مراجع قدرت:

نوجوان براي کسب استقلال عليه همه ي مراجع قدرت من جمله والدين و کادر مدرسه طغيان مي‌کند.

گاهي اوقات رفتارهايي عليه آنها از خود نشان مي‌دهد، درگيري‌هايي ايجاد مي‌نمايد و به اعمالي دست مي‌زند که روابط او را با آنها و ساير مراجع قدرت به شدت تيره مي‌کند، مثلاً بگومگو مي‌کند، بحث و مجادله ي طولاني انجام مي‌دهد، بر خلاف خواسته ي والدين دير به خانه مي‌آيد، از انجام تکاليف درسي خودداري مي‌کند، سيگار مي‌کشد و حتي ممکن است دست به اعمال بزهکارانه هم بزند.

اين مورد در خانواده‌هاي با محدوديت زياد و يا مدارسي که مقررات سخت و خشک را بدون نظرخواهي و مشورت با نوجوان اجرا مي‌کنند از شدت بالاتري برخوردار است.

3- هويّت فردي :

يکي ديگر از مشکلات مهمي که نوجوان با آن روبرو مي‌شود مساله ي تشکيل «هويت فردي» اوست. بدان معني که سوال‌هاي متعددي درباره ي مفهوم زندگي، نقش او در اين زندگي، مفهوم مرگ و زندگي پس از مرگ و بطور کلي سوال‌هايي نظير، من کيستم؟ و به کجا مي‌روم؟ ذهن او را به خود مشغول مي‌نمايد که بايد به آنها پاسخ دهد.

احساس هويت شخصي در نوجوانان کم‌کم براساس همانند سازي‌هاي مختلف گذشته ي آنها تکوين مي‌يابد. با ورود به دوره ي نوجواني ارزش‌هاي گروه همسالان و همچنين ارزيابي‌هاي معلمان و ساير بزرگسالان نيز مطرح است و هر اندازه ارزش‌هايي که از طرف دوستان و همسالان ابراز مي‌شود با ارزش‌هاي والدين و معلمان هم‌خواني بيشتري داشته باشد به همان نسبت کار هويت‌يابي نوجوان آسان‌تر پيش مي‌رود.

4- چگونگي ارضاء نيازهاي جديد (جنسي):

رشد و نمو غدد داخلي و ترشحات هورمون‌هاي جنسي به نوجوان امکان برقراري روابط جنسي را مي‌دهد و انگيزه و کشش جنسي نسبت به غير هم‌جنس در او ايجاد مي‌گردد و از طرفي نخستين برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پريشاني خاطر همراه است. جوان تازه بالغ جديد تمايلات قوي و نامعلومي

احساس مي‌کند که او را از جلدش خارج کرده و بسوي جنس مخالف مي‌کشاند. جهش‌هاي شديد محبت، عقب‌نشيني‌هاي توضيح ناپذير و حرکات بدون دليلي که او را آشفته مي‌سازد.

نوجوان مي‌‌خواهد اين همه انرژي را که به وجود آمده و موجب هيجان او شده است را در جايي آزمايش نمايد، اما در عين حال نگران عواقب آن است. او بيداري و رشد تمايلات جنسي را دارد ولي هدف ندارد و چون غريزه ي جنسي کاملاً زيرزميني است، جهت‌يابي آن با کور مالي انجام مي‌شود و در افراد محجوب و کمرو نوعي اضطراب و گيجي ايجاد مي‌کند. در جوامعي که آموزش ارضاء صحيح غريزه ي جنسي و راه‌هاي کنترل آن براي نوجوان آموزش داده نمي‌شود، اين مشکل مضاعف است و در اين‌جاست که متاسفانه لغزش و سقوط در پرتگاه در کمين است.

5-  عدم کنترل بر رفتار و هيجانات ناشي از تغييرات جسمي و رواني دوران بلوغ:

به دليل رشد سريع جسمي و تغييرات مشهود در اندام‌هاي بدن نوجوان در دوران بلوغ بعضي از رفتارهاي هيجاني و عدم کنترل او طبيعي است. مثلاً جلو آمدن سرنوجوان به دليل احساس بلندتر شدن گردنش، بزرگ شدن بيني و يا عدم کنترل در دست‌هايش براي جابجايي خصوصاً اشياء ظريف از طرفي و عدم آگاهي و آموزش صحيح  او در مقابله با اين مسايل از طرف ديگر او را از نظر روحي تحت تاثير قرار داده به‌طوري که در خود احساس بي‌کفايتي و حقارت مي‌نمايد که همين امر موجبات اضطراب را در وي فراهم مي‌آورد.

6- ترس از آينده:

با پيدايش نيازهاي جديد در نوجوان و کشش به سوي ارضاي نيازهاي آني و مقطعي، آينده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از دسترس تصوير مي‌نمايد به طوري که حتي چگونگي تامين اقتصادي و تشکيل خانواده براي خود در آينده و ازدواج و تحصيلات عالي را قله‌هايي دور از دسترس مي‌پندارد که دستيابي به آنها براي او بسيار دشوار و در بسياري از موارد از محالات است که البته نقائص تربيتي و آموزشي در درون خانواده، مدرسه و جامعه و محروميت‌هاي شديد مالي خانواده به شدت و عمق اين مشکل نيز مي‌افزايد.

7- دغدغه اقتصادي:

يکي از مهمترين مشکلات نوجواني اين است که فرد قبل از اينکه به بلوغ اقتصادي برسد به بلوغ جنسي رسيده است و از طرفي چون به دنبال استقلال و کسب هويت جديد براي خود نيز مي‌باشد هميشه به فکر دستيابي زودتربه منافع اقتصادي است و در اين ارتباط مي‌بينيم نوجواناني را که مدرسه و تحصيل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد مي‌باشند و اين خصوصاً در جوامعي که ارزش‌هاي انساني و معنوي جاي خود را به ارزش‌هاي مادي داده و شخصيت افراد برحسب درآمد و پول آنها مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد بسيار مشهودتر است و در اين ارتباط اوضاع و احوال‌اقتصادي- اجتماعي و بي‌ثباتي جامعه، جنگ، بيکاري، کمبود امکانات و فقر مالي خانواده از عوامل تشديد کننده ي مشکل محسوب مي‌شوند.

8- تعارض بين خواسته‌هاي والدين و گروه همسالان:

در اين دوران، نوجوان تحت تأثير گروه همسالان مي‌باشد و والدين را مرتبط به نسل گذشته مي‌داند که نيازها و خواسته‌هاي عصر حاضر او را درک نمي‌کنند. لذا نوجوان خود را در اين ميان کاملاً گيج احساس مي‌کند چون حاضر نيست که محبت والدين را هم از دست بدهد. در چنين مواقعي نوجوانان بعضاً همانند هنرپيشه‌ها نقش بازي مي‌کنند تا از مقبوليت والدين و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند.

9- ترس و اضطراب:

ناتواني در سازگاري با موقعيت‌هاي جديد موجب تشديد ترس و اضطراب در نوجوان مي‌شود مانند: ترس از عدم موفقيت در امتحان يا مورد سرزنش قرار گرفتن در خانه و مدرسه، ترس از پذيرش مسئوليت و ارتباط با جنس مخالف يا مورد پذيرش دوستان واقع نشدن.

10- به هم ريختگي ارتباط با ديگران:

فشارهاي رواني، عاطفي و اجتماعي در اين دوران موجب مي‌شود که نوجوان با خودش، با خانواده‌اش، با دوستانش و بطور کلي با همه رابطه‌اش بهم مي‌خورد و احساس کوچک شمردن خود و حقارت مي کند و حالت عصبي در او افزايش مي‌يابد.

17 راهکار جهت پیشگیری از مشکلات دانش آموزان

۱-شناخت شخصیت نوجوان:

ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.

2-استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن):

از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.

3- ایفای نقش راهنمایی، بجای دستوری:

در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

4- آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.

6-اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

7-ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:

ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.

8-تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:

ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

9-الگوهای رفتاری والدین:

نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.

10-پرهیز از مناقشات خانوادگی:

خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

11- گوش دادن:

با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.

12- تکیه بر نقاط قوت:

با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش  قوتش را تجلی بخشیم.

13-انتظار به اندازه:

با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.

14-اجازه خطا کردن به‌ نوجوان بدهیم:

نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.

15-مشورت با نوجوان:

نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را  تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.

16- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:

همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.

17- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان:

نوجوان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خود تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که هست بپذیرد.

مشکلات و مسائل نوجوانان و روشهای شناخت آن

امروزه بسیاری از پدران به بهانه های مختلف، تحصیل و تربیت فرزندان خود را دنبال نمی کنند؟.

برخی از آنها حتی نمی دانند که فرزندان آنها در کدام مدرسه درس می خواند. زمانی که مدارس برای اولیاء کلاس های توجیهی یا آموزش خانواده دایر می کند بیش از 80 درصد حاضرین مادران هستند. تضعیف نقش پدران در تعلیم و تربیت فرزندان انسان را متحیر می كند البته این هم عوامل مربوط به خود دارد که در جای خود قابل بررسی است. اما سپردن همه مسئوایت در خانواده به مادر اشتباه بزرگی است مادر بدون پدر چگونه می تواند این همه مسئولیت های گسترده را در خانواده بدوش بگیرد؟ و چگونه مادرها بدون کمک پدرها می توانند فرزندان خود را به خوبی تربیت کنند؟

متاسفانه بیشتر مادران جامعه ی ما سعی می کنندکه نقاط ضعف فرزندان خود را ازپدران مخفی نگه دارند.

برخی از پدران هم از این مسئله راضی به نظر می رسندچون فکر می کنند که این مسئله می تواند حربه ای باشد که مادران از آن برای رسوایی و تهدید فرزندان خود استفاده نمایند. حربه ای که به خیال آنها می تواند در تربیت و پیشرفت تحصیلی فرزندان کار ساز باشد.اما نمیدانند که همین امر موجب دور شدن هر چه بیشتر فرزند از پدر می شود. این بازی مادر و فرزند در نهایت فرزندان را قربانی خواهد کرد .

حقیقت این است که نقش پدران و مادران در تربیت فرزندان مکمل یکدیگرند. عشق و احساسات مادرانه و تعقل پدرانه است که می تواند فرزندان را سعادتمند گرداند.این مهم هم میسر نخواهد شد مگر اینکه پدر و مادر باهم هماهنگ باشند.

یک پدرخوب پدری است که زمانی را اختصاص به ارتباط با فرزندان خود بدهد وبا آنها در زمینه های مختلف صحبت نماید و مسائل انضباطی و درسی آنها را به صورت منطقی و همراه با عطوفت و مهربانی دنبال نماید و با مدرسه ارتباط داشته باشد و همه مسئولیت ها را گردن مادر نیاندازد.

 نقش پدر در پیشرفت تحصیلی فرزندان

از زمانی که کودک چشم خود را باز می کند با مادر آشنا می شود. سپس کم کم با موجودی به نام پدر  آشنا میشود و می فهمد که به جز مادر کسی نیز وجود دارد که با او متفاوت است. کسی که صحبت های او، بازیهای او، ابهت او، سرسختی او، همه و همه بیان از یک موجود پر قدرتی دارد که باید با او ارتباط دیگری داشته باشد.

از آنجائیکه انسان ذاتا دوستدار قدرتمندی است و بی اختیار  به او احترام می گذارد پدر نیز شدیدا مورد توجه کودک در حال رشد و کنجکاو قرار می گیرد. کودک پدر خود را شکست ناپذیر می پندارد و فکر می کند هیچ کس نمی تواند با پدر او برابری کند. گر چه این عقیده اشتباه در دوران نوجوانی متحول می شود اما کماکان ابهت پدر در ضمیر ناخودآگاه فرزند تا آخر عمر باقی می ماند. بنابراین ارتباط صحیح پدر با فرزند می تواند در سرنوشت او تاثیر شگرفی بگذارد. یک پدر قوی و مهربان به خانواده، خصوصا به کودک آرامش و امنیت میدهد در این خانواده دختران و پسران با نقش های جنسیتی خود به خوبی آشنا می شوند.

رفتار پدر تاثیر عمیقتری نسبت به مادر روی فرزندان دارد کودکان عادت کرده اند که با مادران خود بهانه جویی و بحث و جدل داشته باشند و حرفهای مادر را حتی در بحرانی ترین حالت زیاد جدی و تهدید آمیز قلمداد نکنند ولی این مسئله با پدر فرق می کند. کودکان تصوری که از پدر دارند به آنها میگوید که تو در مقابل کسی هستی که یا باید احساس حقارت کنی یا به اعتماد به نفس و عزت نفس نائل شوی پس قضیه خیلی جدی است. چون با یک انسان قدرتمند و کاملی روبرو هستی. 

 بر اساس مطالعات صورت گرفته نشان داده شده است که ارتباط صحیح پدر با فرزند در پیشرفت تحصیلی آنها بسیار تاثیر گذار است. در یکی از این مطالعات فرزندی به علت ملامت و تحقیر پدر خود موفق نشده بود یک بازی کامپیوتر را به پایان برساند و بعد از آن اعتماد به نفس او به شدت سقوط کرده بود.اما همین آزمایش با پدری مهربان و تشویق کننده صورت پذیرفته بود که فرزند او نه تنها بازی را به اتمام رسانده بود بلکه پیشرفت قابل ملاحظه ای نیز کرده بود .

پدر های سرد، قدرت طلب، ستیزه جو و مداخله گر ارتباط صحیحی با فرزندان خود ندارند و پژوهش های صورت گرفته نشان داده است که فرزندان این پدران کمترین نمرات و بدترین روابط اجتماعی را داشته اند. اما پدران مهربان، قاطع، مثبت اندیش، مسئولیت پذیر و منطقی فرزندان موفقی داشته اند. این پدران نه تنها ارتباط خوبی با فرزندان خود داشته اند بلکه توانائیهای خود را برای ایجاد تغییر در موقعیت های بحرانی در روابط خانوادگی و اجتماعی به اثبات رسانده اند.

نوجواني از دوره هاي بسيار مهم زندگي است در اين دوره تغييرات جسمي و عاطفي بسياري در نوجوان روي مي دهد. نوجوان ديگر نه كودك است و نه بزرگ و همين حاللت بينابيني خود او را هم دچار نگراني و پريشاني مي سازد. به همين دليل نوجواني را دوران بحران – برزخ و دوره انتقالي هم مي مي گويند. ( انتقال از كودكي به بزرگسالي ) روان شناسان دوره نوجواني را دوره آشوب و استرس توصيف مي كنند و تعارضات و استرسهاي آن را به دگرگوني جنسي نسبت مي دهند.

در اين دوره مشكلات زيادي براي نوجوانان پيش مي آيد كه اگر به آنها به موقع توجه نكنيم ناراحتي و دردسرهاي بسياري هم براي آنان و هم براي ديگران بوجود خواهد آمد. براي پيشگيري از مشكلات و خلافكاريهاي نوجوانان بهتر است ضمن شناخت علت آنها، به توصيه هاي زير توجه كنيم:


1- براي اوقات بيكاري فرزندان خود برنامه ريزي كنيم. بيكاري از مهمترين علت هاي خلافكاري نوجوانان است. نوجوان سرشار از نيرو و توان است و به حركت و فعاليت نياز دارد و نمي تواند بيكار بماند. به همين سبب در فصل تابستان كه مدارس تعطيل مي شود مشكلات بچه ها بيشتر مي گردد. ما بايد نه فقط براي اوقات بيكاري،‌بلكه براي همه زندگي فرزند خود برنامه ريزي كنيم. اين برنامه بايد طوري باشد كه آنها فرصت درس خواندن،‌بازي كردن و استراحت كافي داشته باشند.

2- خصوصيتهاي دوران نوجواني را بشناسيم. براي اينكه بتوانيم به فرزند خود در گذار از دوران دشوار نوجواني كمك كنيم، بايد خود ما از اين دوره شناخت كافي داشته باشيم. اگر ما به تغييرات جسمي و عاطفي، نيازها و چگونگي رفتار نوجوان آگاه نباشيم چطور مي توانيم برخورد خوبي با او داشته باشيم و به او در حل مشكلات كمك كنيم؟

3- به نوجوانان اطلاعات مناسب و كافي بدهيم. همانطور كه خود ما بايد با مشخصات دوران نوجواني آشنا باشيم، نوجوان هم بايد از تغييرات جسمي عاطفي و نيازهاي خود اطلاعات كافي و به موقع داشته باشد. در غير اينصورت يا دچار اضطراب و نگراني مي شود و با اين اطلاعات را از كساني كه براي اين كار مناسب نيستند به شكل نادرست و گمراه كننده به دست مي آورد.

نوجوان به آزادي همراه با آگاهي نياز دارد نه به محدوديت

4- دوستان نوجوان خود را بشناسيم. كودكان وقتي بزرگ مي شوند و به مدرسه مي روند به خصوص زماني كه به سن نوجواني مي رسند، بيشتر از دوستان خود تقليد مي كنند. نوجوان بسيار آسيب پذير است و اگر دوستان او رفتارهاي خوبي نداشته باشند به راحتي مي توانند او را به بدآموزي و خلافكاري بكشانند.


5- محيط خانواده را براي نوجوانان امن و راحت سازيم.

خانواده نقش مهمي در تربيت كودكان دارد و براي نوجوان تكيه گاهي است كه مي تواند به كمك آن مشكلات خود را حل كند. اختلافات پدر و مادر و برخوردهاي نامناسب آنها با يكديگر و با فرزندان، محيط خانه را ناآرام و ناسالم مي سازد. نوجواني كه در چنين محيطي به سر مي برد به ناچار تكيه گاه خود را در خارج از محيط خانواده جست و جو مي كند و چون بسيار آسيب پذير است ممكن است كه با خطرها و انحرافات زيادي روبه رو شود.


6- با رفتار مناسب سلامت رواني نوجوان را تامين كنيم.

هيچ چيز به اندازه رفتار خوب والدين با نوجوان در رشد و سلامت رواني او موثر نيست. اگر ما به شخصيت نوجوان احترام بگذاريم. با او به خشونت رفتار نكنيم، با وي مهربان و صميمي باشيم، به او اعتماد كنيم و بگذاريم به ما اعتماد داشته باشد مي توانيم مطمئن باشيم كه ريشه هاي انحراف و خلافكاري را در نوجوان خود از بين برده ايم.

7- بين آزادي نوجوان و مراقبت از او تعادل ايجاد كنيم.

نوجوان بزرگ شده است و به آزادي نياز دارد. اما چون آسيب پذير است و در بسياري از موارد به جاي عقل و منطق از احساسات خود پيروي مي كند، به مراقبت مناسب هم احتياج دارد، اگر بتوانيم در دادن آزادي به نوجوان و مراقبت از او زياده روي نكنيم و اندازه نگه داريم و به  هر دو نياز او جواب مثبت داده ايم و از خطرهايي كه آزادي زياد و مراقبت شديد ايجاد مي كنند، پيشگيري كرده ايم،‌با توجه به نكات بالا مي توانيم به فرزندان خود در گذار از دوره سخت و دشوار نوجواني ياري رسانيم و پايه اي محكم براي زندگي آينده آنان پي ريزي كنيم.

بخاطر داشته باشيم  كه زندگي سالم  در گرو نوجواني  سالم است .