دیدگاه روان شناختی:

- معتادان افرادی نسبتاً منزوی و از نظر اجتماعی افرادی ناراضی­اند و رضایت خود را موقتاً در مصرف مواد مخدر می بینند هرگز خود را مقصر نمی دانند و عوامل و اشخاص دیگر را مقصر می دانند.(در معتاد شدن)

- بیشتر شخصیتهای افسرده، خودآزار، خود شیفته و ... دارند.

- سه دیدگاه عمده جامعه شناسی:

1- نظریه ناهماهنگی در سازمان اجتماعی: ناهماهنگی در کاسته شدن قدرت هنجارها در جامعه بوجود می آید.

2- نظریة انحراف از هنجارها: یعنی معتاد هنجارهای غالب جامعه را به خوبی درک نکرده و آنرا طرد می کند.

3- نظریة ستیز ارزشها:

نقش عوامل اجتماعی در مصرف الکل: تأثیر عوامل اجتماعی در جوامع مختلف در مصرف الکل متفاوت است.

خانواده: خانواده مهمترین عامل در پی ریزی رشد شخصیتی فرد محسوب می شود.

انواع خانواده هایی که در اعتیاد نقش دارند:

1- خانواده های از هم گسیخته: جدایی والدین بیشترین صدمه را به کودک می زند و زمینه ساز اعتیاد در افراد است.

2- خانواده های سخت گیر و مستبد: رفتار والدین در چنین خانواده هایی نرمال نیست و نیازای عاطفی و ...فرزندان برآورده نمی شود.

3- خانواده های سهل انگار: بی تفاوتی و کنترل کمی بر فرزندان دارند.

4- خانواده های معتاد: اعتیاد برای فرزندان در این خانواده ها امری عادی می شود. در بعضی مواقع متنفر از معتاد و اعتیاد هستند.

5- خانواده های منفعل: در چینن خانواده­هایی نامناسب ترین شرایط برای الگوبرداری­های مورد نیاز کودک یا نوجوان بروز می­کند و این الگوها مانع تحول مطلوب بافت شخصیتی می­شود.

همراهی والدین: همراهی والدین با فرزندان سلامت روانی و جسمانی را به همراه دارد.

پذیرش فرزندان: والدین با پذیرش فرزندان افراد سالمی را به جامعه تحویل می دهد.

عامل اقتصادی- اجتماعی: شروع اعتیاد بیشتر در پایین­ترین و بالاترین طبقات اجتماعی- اقتصادی است و کمتر در طبقة متوسط.

مسعود کشاورزی